فکر میکردم روز اخر دانشگاه خرذوق ترین ادم دنیا من میشم.
دیگ قرار نیست امتحانای ایستگاهی شفاهی عملی بدیم و از استرس بپوکیم
دیگ قرار نیست ریخت بعضی از همکلاسیامو ببینم.دیگ قرار نیست
کلی پول یونی بدم.ولی امروز واقعا خیلی دلگیر بود.
دلم برا همشون خیلی خیلی تنگ میشه و چقدر قذر با هم بودنمونو نفهمیدم
برچسب: نویسنده: اشکان موسوی تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 10:43
توی سه سال گذشته خیلی سختی کشیدم خیلی گند زدم
خیلی عقب افتادم..خیلی بد بود ..خیلی بد...
اما احساس میکنم اتفاقاتی خوب بعد یه تجربه خیلی تلخ منتظرمه
میخوام به طه سال گذشته لحظه ای فکر نکنم و برگردم به همون همیشگی
ک بودم ..همرو پاک کنم همه چیو دیلیت کنم.خدایا کمکم کن بتونم فراموش
کنم و از پسش بر بیام
برچسب: نویسنده: اشکان موسوی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 21:18
فردا اخرین کلاس دانشگاه و اخرین امتحان دانشگاه رو دارم
بعد هفت سال...واقعا با هم بزرگ شدیم.
بچه بودم که اومدم این دانشگاه با موهای چتری با مانتو قرمزو مشکی :/
با کلی ادا اطوار که چرا اون همکلاسیم اینطوری بود این اینطوری..
با هم بزرگ شدیم و فردا هر کی میره سراغ زندگی خودش..
دلم برای همشوون تنگ میشه ...
برچسب: نویسنده: اشکان موسوی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 21:18